دوشنبه, 30 ارديبهشت 1398

مهندس "حميدرضا سيف" در گفتگو با ماهنامه "عصر مس" ضمن تشريح فعاليتهاي تامين آب و مديريت انباشت باطله در شركت مس، به طرح انتقال آب خليج فارس نيز اشاره مي كند و روند پيشرفت و بهره برداري آن در سال 97 مي گويد.

وظيفه واحد شما در شركت مس چيست ؟

سال 81 طرحي در مجتمع مس سرچشمه شكل گرفت به نام "طرح جامع آب". 

زمينه هاي شكل گيري طرح اين بود كه سد رسوبگير مجتمع مس سرچشمه پر شده بود. براي همين مسئولان به صورت مقطعي خاكريزهايي را طراحي مي كردند و باطله را پشت آن جاي ميدادند. به تدريج به اين نتيجه رسيدند كه اين روش موقتي است. پس طرح جامع آب مطرح شد كه هم تامين آب مورد نياز مجتمع ها را بر عهده بگيرد و هم اينكه مديريت انباشت باطله را در نظر بگيرد. مهندس نصرت خوش نياز به عنوان مجري طرح معرفي شد. ايشان از چند شركت صاحب نام مشاور دنيا كه در زمينه آب و باطله كار مي كردند، استعلام كرد و خواست طرحي ارائه دهند براي خروج از وضعي كه داشتيم. از ميان شركت هاي مختلفي كه طرحي ارائه كردند، طرح هاي كوتاه، ميان و بلند مدت شركت اي.تي.سي (ATC) استراليا مورد تائيد قرار گرفت. پروژه ها شروع به كار كردن و سال 90 تقريباً آن طرحي را كه شركت ATC داده بود به طور كامل اجرا كرديم. در مرحله اول قرار شد يك سد موقت بسازيم و باطله را به آنجا هدايت كنيم و در مرحله بعد ارتفاع سد اصلي را بالا ببريم. سد موقت براي اينكه كارهاي مربوط به سد اصلي زمان بر بود تا هفت مرحله ارتقاء پيدا كرد و ارتفاع آن بيشتر شد تا اينكه مرحله ترفيع سد رسوبگير انجام شده و باطله به آنجا آمد. همچنين سد نيز ايزوله شد تا ديگر آب و باطله به پايين دست سد نفوذ نكند. اين كار بزرگي در حوزه حفاظت از محيط زيست بود. بعد از سال 90 مراحل اوليه كار راه اندازي شد و مرحله نهايي ترفيع سد به مناقصه رفت و تا پايان سال جاري ترفيع كامل سد رسوبگير سرچشمه انجام مي شود و تا سي سال آينده از نظر انباشت باطله مشكلي نخواهيم داشت.

شركت ATC كار ديگري هم انجام داد. باطله اي كه از كارخانه تغليظ به سمت سد رسوبگير مي آيد، 25 درصد جامد داشت و بقيه اش آب بود. اين ماده در يك مرحله تيكنر 75 تغليظ مي شد و باطله حدود 40 درصد به سمت سد رسوبگير مي رفت وقتي باطله اي با اين حجم مي رود پشت سد، مقدار زيادي از آب آن تبخير مي شود. با توجه به بحران آب در ايران، اين مايع حيات براي ما بسيار با اهميت تر شده است. چون بارندگي در ايران بسيار پايين است. ميانگين بارش در دنيا حدود 800 ميليمتر، آمار ايران 225 ميليمتر و ميانگين استان كرمان 120 ميليمتر است. پس تيكنرهايي را با تكنولوژي شركت FLS انگلستان طراحي كردند. باطله را با اين كار ميتوان يكبار ديگر تغليظ كرد.

تيكنر چه مي كند؟

تيكنرها، ظرف هاي استوانه اي شكل هستند كه حدود 25 متر قطر و 20 متر ارتفاع دارند. باطله ها در اين مخزن ريخته مي شوند و سپس يكسري مواد شيميايي به آن اضافه مي كنند كه باطله آب را ته نشين مي كند و سبب شفاف شدن آب مي شود. اين آب دوباره به مجمتع بر مي گردد باطله اي كه به سمت سد مي رود با تغليظ خوبي مواجه مي شود. يعني حدود 60 درصد جامد و 40 درصد آب پشت سد جمع مي شود. با اين كار مي توان ترفيع سد را كاهش داد؛ چون باطله اي كه پشت سد رسوبگير قرار مي گيرد، به دليل غلظت بالا، با شيب نشست بيشتري از تيكنر خارج مي شود و در پشت سد باطله انباشته مي شود؛ يعني از هزينه ترفيع سد هم مي كاهد. اگر اين پروژه انجام نمي شد همين سد هم جوابگوي باطله مجتمع نبود. در اين پروژه همه جوانب كار بررسي شده بود و شكر خدا طرح به بهره برداري رسيد و رئيس جمهوري آن را افتتاح كردند. دو سال است كه در حال بهره برداري است. مهندسان مشاور ما همين طرح را در قالب مقاله اي براي مهندسان مشاور ايالت ويكتورياي استراليا فرستادند كه جايزه اول آن سمينار را از آن خودش كرد. مي توانيد تصوير آن را روي ديوار دفتر من ببينيد. مجموعه كار نشان مي دهد كه بازيافت آب به حدود 85 درصد رسيده است؛ يعني با اين شيوه بازيافت از هر مولكول آب 6 بار استفاده مي كنيم. اين يك ركورد جهاني است به همين دليل اين جايزه را برده ايم. تازه ما يك مرحله نيز جلوتر رفته ايم و آبگيري باطله را از طريق فيلتر انجام مي دهيم. نمونه آن در چهل كوره زاهدان است كه سال آينده افتتاح مي شود. باطله به روش فيلتر شدن خشك مي شود.

آيا اين سدهاي رسوبگير مشكلات زيست محيطي هم ايجاد مي كنند؟

كارخانه هاي تغليظ بالاخره يك باطله اي را بيرون مي دهند. اين باطله مي تواند ايجاد مشكل زيست محيطي كند. اتفاقاً سدهاي رسوبگير باعث مي شوند كه بتوانيم آن را يكجا جمع كنيم تا به رودخانه و منابع زير زميني نريزد. همه سدهاي ما ايزوله مي شوند. اين كار را هم شركت هاي بنام و كار كشته دنيا انجام مي دهند. پس از نظر زيست محيطي ما كار مطمئني را انجام مي دهيم.

با اين همه به نظر مي رسد صنايع مس به آب بيشتري هم نياز دارند و براي ادامه كار بايد به شيوه هاي ديگري نيز آب مورد نياز را تامين كرد.

آب يكي از عناصر اصلي شركت مس است؛ اگر نباشد بعضي عمليات صنعت مس بدون حضور آن شدني نيست. هر توسعه و طرحي را كه تعريف مي كنيم نيازمند آب بيشتريم. پيگير هستيم كه از جاهاي مختلف آن را تامين كنيم. اوايل شروع به كار شركت مس، 15 حلقه چاه در منطقه خاتون آباد حفر شد. حدود 20 ميليون مترمكعب از آب مورد نياز ما از اين چاه ها تامين مي شد. اكنون با وجود افزايش صد درصدي توليد مس از آبهاي زير زميني بيش از آنچه كه بايد، استفاده نكرده ايم يعني با اجرايي كردن طرح بازيافت آب كاري كرده ايم كه از منابع زير زميني آب استفاده نكنيم. شركت مس در حفظ منابع زير زميني خيلي كوشا بوده است. در سالهاي گذشته بين 12  تا 17 ميليون مترمكعب مصرف آب خام مان بوده، ولي با توسعه برخي پروژه ها، قطعاً مصرف ما سر به سر مي شود. براي پروژه هاي خاتون آباد آب چنداني نداريم  و در تنگنا هستيم. براي پروژه هاي جديدي مثل دره زار، درآلو و چاه فيروزه هم دنبال منابع آبي جديد هستيم.

منظور از منابع جديد چيست؟

در جاهاي مختلف با آب منطقه اي همكاري مي كنيم و منابع مختلفي براي آن در نظر ميگيريم. براي درآلو اميدواريم بتوانيم از وزارت نيرو مجوز استفاده از سد صفا را بگيريم. در مورد دره زار مي خواهيم اگر بتوانيم از كشاورزان چاه هايي را بخريم يا ساخت سدهاي موقت. فغلاً در حال بررسي هستيم و هنوز به نتيجه نهايي نرسيده ايم. در منطقه چاه فيروزه نمي توانيم از آبهاي سطحي استفاده كنيم. اميدواريم بتوانيم مجوز استفاده از برخي چاه ها را اخذ كنيم و يا اينكه از برخي كشاورزان چاه بخريم.

طرح انتقال آب به صنايع مس كرمان هم در دستور كار است ؟

مطالعات اين طرح از حدود هشت سال پيش مطرح بوده. البته اين تنها طرح مطالعاتي نيست. هميشه هم به خاطر برخي مقاومت ها طرح انتقال آب با مشكلاتي همراه بوده است. چون ممكن بود خودشان در اين انتقال با مشكل مواجه شوند.

يعني چه كساني؟

مثلاً بر فرض ممكن است شما بخواهيد آب را از اهواز بياوريد، ولي مسئولان و برخي مردم استان خوزستان موافقت نكنند و آن را باعث مشكلاتي بدانند. ولي انتقال آب دريا تكنولوژي اي است كه كشورهاي حاشيه خليج فارس - به ويژه عربستان- به شدت از آن استفاده مي كنند؛ يعني آب را از دريا مي گيرند، شيرين و استفاده مي كنند. ايران با اينكه مرز آبي زيادي دارد، ولي به ميزان كمي از اين پتانسيل استفاده كرده است تا آنجا كه من آمار دارم سالانه حدود 500 هزار مترمكعب از آب در جزاير كيش ، قشم و منطقه عسلويه شيرين مي شود. پروژه انتقال آب خليج فارس به صنايع مس كرمان براي نخستين بار از سوي شركت گل گهر سيرجان مطرح شد. طراحي اوليه و مفهومي آن انجام شد. با شركت مس هم مطرح شد. بررسي كرديم و اشكالاتي هم گرفتيم ولي كليات طرح خوب بود. گزارش هايي را براي مديرعامل فرستاديم. بدين ترتيب مجموعه مس به اين نتيجه رسيدند كه صنعت مس در استان كرمان چاره اي ندارد جزء اينكه بدين شيوه عمل كند. براي همين، شركت "انتقال آب خليج فارس" تاسيس شد. 30درصد سهام آن را شركت مس دارد، 30 درصد شركت گل گهر ، 20 درصد شركت چادرملو يزد و 20 درصد هم بي نام است كه اخيراٌ  يك شركت وابسته به گل گهر بخشي از سهام آن را به خود اختصاص داد. اين شركت كار طراحي انتقال آب از بندعباس تا سيرجان را انجام داد. مناقصه اي برگزار شد و يك پيمانكار مسئوليت كار را بر عهده گرفته و اكنون كار ساخت 280 كيلومتر از جاده آن در حال انجام است. در تدارك خريد لوله هستند و اميداورم به زودي بتوانند كار لوله گذاري را هم اجرائي كنند. در اين خط 7 ايستگاه پمپاژ طراحي شده تا بتوانند سالانه 110 ميليون مترمكعب آب را منتقل كند. البته شركت انتقال آب خليج فارس در نظر دارد سه خط لوله از استان هرمزگان به استان يزد را در طول ساليان آتي احداث كند.

تا آنجايي كه در اخبار خوانده ايم اين طرحي ملي و استاني است؛ يعني خود استاندار كرمان هم در باره انتقال آب به اين منطقه تاكيد دارد و فعاليت هاي زيادي در اين زمينه انجام داده است.

بله، اين طرحي ملي است و اگر به اميد خدا انجام شود نگراني ها را در زمينه تامين آب كاهش مي دهد. در نتيجه همه مسئولان كشور پيگير اين طرح هستند. استان ها ذي نفعان اصلي اين طرح هستند.

پس بخشي از اين آب به مصارف خانگي هم مي رسد؟

در خط اول بيشتر تاكيد بر روي صنعت است ولي واقعيت اين است كه جاههايي كه كمبود آب شرب داشت باشند، آنجا اولويت پيدا مي كند به صنعت. پس همكاري بين شركت هاي تامين آب و وزارت نيرو وجود خواهد داشت. براي همين هم همكاري گسترده اي در اين زمينه وجود دارد. از سوي ديگر، شينده ها حاكي است كه شركت هاي ديگري هم به اين طرح علاقه مند شده اند و دريافته اند كه مي توان از اين طريق، تامين آب كرد. آب منطقه اي كرمان هم قرار است از منطقه اي ديگر آب شرب استان را تامين كند. به عبارتي ديگر كليد شروع اين كار زده شده است.

عده اي معتقدند چنين طراحي توجيه اقتصادي ندارد.

توجيه اقتصادي وقتي معنا و مفهوم پيدا مي كند كه چند طرح مختلف داشته باشيم، آنها را با هم مقايسه كنيم و سپس بگوييم اين طرح توجيه اقتصادي و هزينه كمتري دارد ولي آن طرح ندارد. در اين طرح گزينه ديگري نداريم

چرا مثل طرح هاي پيشين، بازيابي آب انجام نداديد؟

همانطور كه گفتم بازيابي را انجام داده ايم حتي بيشترين ميزان بازيابي را در دنيا به انجام رسانده ايم. در نتيجه بيشتر از اين امكان پذير نيست بالاخره ما به درصدي از آب خام نياز داريم. آب انتقالي دريا بخشي از آب خام ما را تشكيل مي دهد كه نياز آب شرب است. گاهي نمي شود از آب برگشتي استفاده كرد چون دستگاه ها نياز به آب خام دارند. براي نمونه، براي هر تن خاكي كه بايد از معدن استخراج شود براي كنسانتره به 0.4 مترمكعب آب تازه نياز داريم و 2.6 مترمكعب آب برگشتي. در نتيجه اين 0.4 هميشه هست و وقتي كه در ميزان خاك استخراج شده ضرب مي شود، حجم زيادي از آب لازم است. اكنون ديگر هيچ پتانسيلي در استان كرمان وجود ندارد، منابع آب زير زميني رو به كاهش هستند. واقعاً چاره اي نيست، درست است هزينه آب در اين طرح گرانتر در مي آيد؛ چون نزديك 300 كيلومتر آب را انتقال مي دهيم، آب شير كن هزينه هايي دارد و آبگيري از دريا هم هزينه هايي ديگر. در كل ارزش واقعي آب در ايران همين است و نبايستي آنچه پيش از اين آب ارزان قيمتي در اختيار ما قرار مي گرفت، آن را ملاك قرار دهيم. چاره اي جز انجام اين طرح نداريم.

از طرفي ديگر، پيش بيني هاي كارشناسان مي گويد تا سي سال آينده ايران با خشكسالي هاي بسيار سختي مواجه است. بنابراين انجام چنين طرح هايي لازم است. چون در سال 2038 با خشكسالي بسيار وسيعي مواجه مي شويم. اگر بخواهيم منتظر باران باشيم كاري پيش نمي رود. از طرف ديگر 93 درصد از آب ايران را كشاورزي مصرف مي كند و 2.2 درصد را صنعت. چون كشاورزي هنوز به سمت صنعتي شدن پيش نرفته.

مصرف درست آب بسيار اهميت دارد. همانطور كه شما هم اشاره كرديد در زمينه كشاورزي با مشكلات زيادي مواجه هستيم. ديگر آبياري غرقابي سالهاست در كشورهاي پيشرفته انجام نمي شود. حالا بماند كه كشت گلخانه اي در دنيا مرسوم شده و مصرف آب را به شدت كاهش مي دهد. اما خيلي مهم است كه بتوانيم اگر درخت ميوه داريم آن را آبياري قطره اي كنيم. چون آبياري قطره اي مصرف را تا يك سوم كاهش مي دهد. همين عدد ميتواند از 93 درصد سهم كشاورزي به ميزان زيادي بكاهد. در اين زمينه هر چند فعاليتهايي شده ولي متاسفانه با آن سرعتي كه داريم منابع آبي مان را از دست مي دهيم اين طرح هاي پيش نمي رود. بنابراين ضمن پيگيري فعاليت هاي كاهش مصرف آب در بخش كشاورزي بايستي طرح هاي ديگري همچون انتقال آب از دريا را هم مد نظر قرار دهيم تا بتوانيم كارهاي حوزه صنعت را هم پيش ببريم.

آبي كه از دريا منتقل مي شود حتماً بايد شيرين شود؟

بله، آب دريا نمك بالايي دارد. آب شيرين نشده قابل استفاده نيست، بايد شيرين شود. يك راه اين است كه آب فقط منتقل شود و جلوي هر يك از مجتمع ها شيرين شود. اين كار به صرفه نيست، چون از هر مقدار آبي كه گرفته ايم حدود 60 درصد بايد به دريا برگردد. اين انتقال دوباره با يك خط لوله ديگر به دريا خودش هزينه بر است. پس بهتر است همان كنار دريا آب را شيرين و منتقل كنيم. پساب را هم به شيوه خاصي بايد به اعماق دريا بفرستيم تا غلظت آب حاشيه دريا بالا نرود و مشكلات زيست محيطي به وجود نياورد.

اين آب بين راه تبخير نمي شود؟

با خط لوله مي آيد.

داخل لوله را عرض ميكنم.

نه، چون زير زمين كار گذاشته مي شود، هيچ گونه پرت آب نداريم. مگر اينكه نشتي آب پيدا شود طي زمان.

چند معدن از اين آب انتقالي استفاده مي كنند؟

اكنون معادن گل گهر، سرچشمه و چادرملو. البته در نظر داريم تا اين آب را به معدن تفت يزد هم بفرستيم.

چه زماني اين طرح به بهره برداري مي رسد؟

برنامه زماني مي گويد كه قرار است سال 98-97.

اكنون در چه مرحله اي است؟

پيمانكار مرحله اول پروژه را شروع كرده، ولي همان طور كه مي دانيد اين پروژه اي هزينه بر است. مسائل مالي هميشه پروژه ها را تحت الشعاع قرار مي دهند و اگر مسائل مالي اذيت نكند اين پروژه قايل انجام است.

مرحله بعدي چيست؟

در مرحله دوم طراحي خط لوله از گل گهر سيرجان تا سرچشمه است. اين كار انجام شده و اسناد مناقصه آن در حال جمع آوري است. اميدواريم تا آخر امسال بتوانند پيمانكار آن بخش را هم معرفي كنند. البته جاده آن طرح را زودتر به پيمانكار مي سپارند تا وقتي ساخته شد پيمانكار بعدي بيايد و كارهاي مربوط به ايستگاه پمپاژ و خط لوله را انجام دهد. مطالعات اوليه مربوط به مسيريابي سرچشمه به تفت يزد نيز انجام شده كه به زودي مراحل بعدي نيز عملي مي شود.

هزينه آن چقدر است؟

برآورد اوليه مشاور حدود 3 هزار ميليارد تومان است. اين هزينه شامل آب شيرين كن هم مي شود. يكي از دغدغه هاي اصلي ما كيفيت آب شيرين كن بود، چون ممكن است همه اين كارها انجام شود، ولي آب شيرين كن مشكل داشته باشد و اين پروژه را با مسائل زيادي مواجه مي كند. بنابراين در اين حجم بالاي كاري بايد از شركت هاي درجه اول و به نام دنيا براي اين كار استفاده كنيم. نگران بوديم كه مشاركتي صورت نگيرد. كه بحمدالله نگراني هاي رفع شده، اسناد مناقصه بين پيمانكارهاي داخلي و شركت هاي صاحب تكنولوژي خارجي پخش شده و تا دو، سه ماه آينده مشخص مي شود كه كدام شركت برنده است و كار شروع مي شود.

اميدوارم تحريم ها سبب نشود كه پيمانكاران خارجي بروند و آب شيرين كن با مشكل مواجه شود.

بله، ولي فكر ايراني قطعاً پيروز مي شود. اين را با ايمان مي گويم و شعار نميدهم. در اين سيستم ما كارهايي را انجام داده ايم كه همه آنها بر اثر اجبار بوده و اكنون آنچه ما طراحي كرده ايم از آن موارد خارجي بهتر كار مي كند. البته مساله زمان براي ما اهميت زيادي دارد. مسلماً اگر پيمانكار خارجي داراي تكنولوژي كار را انجام دهد، زمان كمتري صرف مي شود، ولي از تفكر و توان ايراني هم نبايد غافل شد.

درباره اين فكر و توان ايراني در شركت مثالي بزنيد.

براي نمونه، ما ايستگاه هاي پمپاژي داريم كه روي آب شناورندبه خاطر اينكه شناور بودن موقع روشن و خاموش شدن ضربه اي وارد مي شود، هميشه وابسته به شركت هاي خارجي بوديم براي خريد ايستگاه هاي پمپاژ. ما پانتوني (ايستگاه پمپاژ شناور) را در سرچشمه داريم كه حدود 30 سال از عمرش مي گذشت. طراحي شركت ATC مي گفت كه اين پانتون بايد از روي سد رسوبگير جا به جا شود. چون عمر زيادي كرده و اكنون تشكيلات روي آن با لوكيشن جديد همخواني ندارد. يك پانتون جديد خريداري شود. ما هم از يكي از پيمانكارها خواستيم يكدستگاه جديد بخرد. استعلام پيمانكار نشان داد علي رغم اينكه در سال 85 تحريم ها هنوز خيلي شديد نشده بود ولي شركت هاي خارجي گفتند اين وسيله را به شما نمي فروشيم. در نهايت مجبور شديم همان ايستگاه پمپاژ 30 ساله را پياده كنيم، پمپ ها و ترانس هاي جديد برايش گذاشتيم و آن را راه اندازي كرديم و اكنون حدود 5 سال است دارد كار مي كند و گزارش ها حاكي از آن است كه تا 30 سال آينده هم هيچ مشكلي ندارد. مثال ديگر مربوط به خريد ايستگاه پمپاژ شناور براي سونگون است. ابتدا با طرف آفريقاي جنوبي به مذاكره نشستيم. آنها گفتند كه ما كار طراحي انجام مي دهيم و در يكي از كشورهاي خليج فارس اين پانتون را مي سازيم و سپس براي شما مي فرستيم. از آنها خواستيم كه اين پانتون را در ايران بسازند. آنها قبول كردند. سپس در مرحله بعد خواستيم كه طرح را در اختيار ما بگذارند. يكي از مشاوران را گذاشتيم كنار آن شركت. طراحي اين سيستم را از انها گرفتيم. مناقصه داخلي برگزار كرديم و شركت "صنايع دريايي شهيد تمجيدي" ساخت آن را بر عهده گرفت. تقريباً يكي، دو هفته پيش در سد رسوبگير سونگون شناور شده و هيچ مشكلي ندارد. اجبار سبب خلاقيت مي شود. اميدواريم كه گره تحريم ها گشوده شود، ولي اگر بر فرض هم چنين نشود، بعيد مي دانم كه در پروژه انتقال آب خليج

فارس ما با مشكلي مواجه شويم. 

 

تاريخ: 1393/11/21    منبع: ماهنامه اجتماعي، اقتصادي، پژوهشي صنعت مس. دوره جديد. شماره 64 - دي 93

متن نمونه در کپی رایت